حواس باطنی از منظر معرفت شناسی
21 بازدید
محل نشر: معرفت فلسفی » تابستان 1385 - شماره 12 » (44 صفحه - از 65 تا 108)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
چکیده گرچه بررسی حواس باطنی از منظر معرفت شناسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است و تفکیک میان ساحت معرفت شناختی و وجودشناختی آنها مشکل به نظر می رسد، اما در میان انبوه مباحث، می توان مطالبی یافت که صبغه معرفت شناختی دارند. این نوشتار پس از تعریف «حس باطنی» و طبقه بندی آن، نگاهی گذرا به «حس مشترک» و خزانه آن، و «خیال» و قلمرو و کارکردهای آنها دارد و ادراک خیالی (تخیّل) را از ابعاد و ساحت های گوناگون، به ویژه از بعد خطاپذیری و خطاناپذیری، بررسی کرده است. در ادامه، به حافظه، قلمرو، کارکردها و ویژگی های آن می پردازد و اعتبار آن را ارزیابی می کند. به نظر می رسد حافظه مولّد معرفت یقینی نیست، بلکه راه یا ابزاری ثانوی است که معرفت ها را حفظ و نگه داری می کند و با یادآوری، آنها را در عرصه ذهن حاضر می سازد. هرگاه کوچک ترین تردیدی نسبت به نتایجی که در ذهن داریم حاصل شود، می توان استدلال های آنها را مرور و ارزیابی کرد و در نتیجه، معرفت یقینی خود را تثبیت نمود. اگر صرفاً به حافظه استناد گردد و تنها بدان اکتفا شود، نمی توان از خطا ایمن بود. کلیدواژه ها ادراک خیالی، حس مشترک، حافظه، حضوری بودن تخیّل، خطاپذیری حافظه، قلمرو و کارکردهای حواس باطنی.
آدرس اینترنتی