پلورالیسم؛ بررسی اصول اخلاقی و سیاسی
23 بازدید
محل نشر: معرفت » پاییز 1376 - شماره 22 » (12 صفحه - از 10 تا 21)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
مقدمه تاریخ ادیان جهان، مشحون از داستان های هولناکی در مورد شکنجه و تعصّب است. غالباً معارضه با اعتقادات و باورهای مردم، در راستای خدمت به اهداف استعماری بوده است و می توان نمونه بارز آن را در رفتار اروپاییان مسیحی با بومیان آمریکایی مشاهده کرد. رشد لیبرالیسم سیاسی در قرن هجدهم میلادی با ردّ تعصّب مذهبی، که در جنگ های فرقه ای دوران نهضت اصلاح دینی (Reformation)ظاهر گشت، تسریع شد. لیبرالیسم واکنشی به تنوّع و اختلاف باورها در میان جامعه مسیحی بود. حتی در اواخر قرن نوزدهم، فرقه مُرْمُن (Mormon)به بدعت گذاری متهم گردید و از محدوده مسیحیت شایسته و راستین حذف شد و رئیس جمهور آمریکا، گراوِر کِلِیوِلَند ( GroverCleveland/1837ـ1908)، آنها را مورد تقبیح قرار داد. این امر نشانگر این حقیقت است که حتی در قرن نوزدهم تساهل لیبرالیستی شامل همه فرقه های مسیحی نبود و پاره ای از فرقه ها به ارتداد محکوم بودند، چه رسد به ادیان غیر مسیحی. در قرن بیستم بود که اصول لیبرالیسم به باورها و ادیان غیر مسیحی گسترش پیدا کرد. لیبرال ها برای ریشه کن کردن تعصّب دینی شکست خوردند، ولی شکست آنها در رشد یهود ستیزی، که به وسیله فاشیست ها بنیان نهاده شده بود، از هر جای دیگر فاحش تر بود. سرانجام، فاشیست ها شکست خوردند و لیبرال ها به پیروزی دست یافتند و تساهل لیبرالی عقاید غیر مسیحی در اعلامیه حقوق بشر به ثبت رسید، ولی هنوز در کلیساهای کاتولیک در سراسر جهان، یهودیان به عنوان قاتلان حضرت مسیح7 مورد لعن و نفرین قرار می گرفتند تا اینکه در دهه 1960 در دومین شورای واتیکان عبارت «یهودیان خائن» از آیین عشای ربّانی حذف شد. برای اینکه درک پلورالیسم دینی، که اینک بدان می پردازیم، آسان باشد، لازم است دورنمای فوق، که در مورد تعصّب دینی و رشد لیبرالیسم است، مطمح نظر قرار گیرد...
آدرس اینترنتی