عقلانیت دین
27 بازدید
محل نشر: معرفت » زمستان 1375 - شماره 19 » (6 صفحه - از 22 تا 27)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
معرفت شناختی در فلسفه دین یکی از مهمترین مسائل معرفت شناسی، که در فلسفه دین مطرح می شود، این است که ایمان به وجود خداوند و دیگر باورهای دینی چگونه موجّه می گردند؟(1) این مسأله، که موجّه نمایی(2) خوانده می شود و در دهه اخیر، توجه بسیاری از اندیشمندان را به خود جلب کرده است، از نزاع دلیل گروی(3) ناشی می شود(4) که می توان آن را تا عصر لاک ردیابی کرد. به طور کلی، در نزاع دلیل گروی چند نوع واکنش دیده می شود: 1ـ تلاش برای یافتن دلیل پاره ای از دعاوی دینی در محدوده تجربه (لاک)؛ 2ـ انکار دین (هیوم، راسل، اثبات گرایانی همچون کارناپ و برخی دیگر)؛ 3ـ ایمان گروی (کی یرکگارد، ویتگنشتاین)؛ 4ـ گذر از عقل نظری به عقل عملی (کانت، ویلیام جیمز)؛ 5ـ عقل گروی معتدل؛(5) 6ـ عقل گروی افراطی.(6) در غرب، نزاع دلیل گروی با لاک آغاز می شود. وی در برابر کلیسا، که از ایمان بدون دلیل جانبداری می کرد، موضع گیری کرد و از مبناگروی تجربی خود، برای مقابله با «مشتاقان»(7) بهره گرفت. در زمان او، گروهی به نام «مشتاقان»، ادعا می کردند که الهامات الهی را دریافت می کنند و موظّف اند که آنها را به دیگران ابلاغ نمایند. این گروه به خود اجازه می دادند که مطالب ضد عقل را صرفاً با این ادعا که به آنها الهام شده و موظّف اند که آنها را به دیگران برسانند، انتشار دهند و دیگران را به اعتقاد به خود فراخوانند. لاک اصل وجود الهام را انکار نمی کرد، لکن بر این باور بود که خداوند متعال روش های معمول را به کار می گیرد و تحت هیچ شرطی، مطلبی ضد عقل الهام نمی کند و عقل و استدلال را رها نمی نماید. در این نبرد، لاک به دنبال این بود که مشتاقان را به اقامه دلیل فراخواند و آنان را از دعاوی بدون دلیل باز دارد. این دلیل و مدرک طلبی در فلسفه دین معاصرـ که عمر نسبتاًکوتاهی داردـ «نزاع دلیل گروی» نامیده شد.
آدرس اینترنتی